ميرزا حسن حسينى فسايى
1236
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
عرعر بساخت و به درازى باغ آبشارها انداخته است و در دو جانب آبشارها ريشه مرغ « 1 » و چمن كاشت ، سر به هم داده ، نه كف پا را ز آن دردى ، نه پشت پا را از آن گردى است و عمارتى ظريف در ميان باغ به وضعى خوب و طرحى تازه و مرغوب بنا نموده حوض قديمى باغ را در صحن اين عمارت انداخته است : يكى قصر محكم در اين باغ دلكش * يكى حوض دلكش در آن قصر محكم به زينت چو گردون به رفعت چو كيوان * به صافى چو كوثر به پاكى چو زمزم هست باغى نه باغ بلكه بهشت * به ز باغ ارم به طبع و سرشت روضه گاهى چو صد نگار در او * سرو و شمشاد بىشمار در او ميوهدارانش از برومندى * كرده با خاك سجده پيوندى سيب چون لعل جامهاى رحيق * نار بر شكل درجهاى عقيق به چو گوئى پر ، آكنيده به مشك * پسته با خندهء تر از لب خشك شهد انجير و مغز بادامش * صحن پالوده كرده در كامش تاك انگور كج نهاده كلاه * ديده در حكم خود سفيد و سياه سرو كز سايه بادبانه زده * جعد شمشاد را به شانه زده باغ گلشن : همين باغ عفيف آباد است . باغ نارى « 2 » : از بناهاى مرحوم زكى خان نورى وزير سابق فارس است در ميانهء باغ تخت و باغ ارم افتاده است ، عمارتى داشته رو به خرابى گذاشته است ، درختهاى اين باغ از طراوت افتاده است ، مبذر 200 من بذر گندم است . باغ نو « 3 » : از بناهاى نواب و الا حسين على ميرزا فرمانفرماى سابق فارس است ، در جنب مغربى باغ جهاننما است « 4 » ، در سال 1225 بنا فرمود و محمد على چرخى كه شاعرى ياوهسرا بود در تاريخ بناى آن گفته است : شعرا از جانشان رفت رمغ * تا كه تاريخ باغ شد هكرغ : ( 1225 ) و آقا محمد جعفر اديب تخلص تاريخ اتمام آن را « فزتم ذا » : ( 1228 ) فرمود ، بعد از شهرت اين تاريخ ، او را آقا محمد جعفر « فزتم ذا » گفتند و اين تاريخ ، لقب آن شاعر گرديد ، حصارى از چينه گل بر مبذر 250 من بذر گندم كشيده ، عمارتى ملوكانه دو رويه آبشارها از سنگ تراش ساختهاند از صدمه زلزله سال 69 [ 12 ] عمارتش رو به خرابى گذاشته است و درياچه در پيش روى اين عمارت پرداختهاند و در كنارهاى اين درياچه يك رديف درختان نارنج و رديف ديگر درختان سرو آزاد كاشتهاند و اكنون طراوتى براى باغ و درختها نمانده
--> ( 1 ) . به فتح اول گياهى است علفى و پايا ، چمن وحشى ، سبزه . ( معين ) ( 2 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 513 . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 515 . ( 4 ) . در شمال شرقى شيراز ، دو ميدانى دور از شهر ، جنب مصلى ( آثار العجم ، ص 515 ) .